بررسی ارتباط بین مهارت های اجتماعی کودکان با کارکرد تحولی خانواده در شهر قزوین

خانواده نقش به سزایی در شکل دهی رفتارهای کودکان دارد. امروزه نهاد خانواده پا به پای تحولات اجتماعی در حال دگرگون شدن است. یادگیری رفتارهای اجتماعی در درون خانواده پایه ریزی می شود و رفتار اعضای خانواده بعنوان الگو قرار می گیرد. هدف از مطالعه حاضر تعیین ارتباط بین مهارتهای اجتماعی کودکان با کارکرد تحولی خانواده در شهر قزوین بود.

ابزار و روش بررسي: این پژوهش یك مطالعه توصیفی – تحلیلی و از نوع همبستگی بود. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه خانواده های شهر قزوین بودند. نمونه های پژوهش شامل 03نفر از دانش آموزان دبستان های ابتدایی مناطق چهارگانه (شمال، جنوب، شرق و غرب) شهر قزوین انتخاب شده بودند. ابزار جمع آوری اطلاعات تحقیق، پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیك ، سنجش کارکرد تحولی خانواده و سنجش مهارت های اجتماعی کودکان بود. ابزار پژوهش توسط پژوهشگر و مادران آنها تکمیل شد. از آزمون های کای دو و تی مستقل و ضریب همبستگی پیرسون برای تجزیه و تحلیل داده استفاده شد.

یافته ها: یافته ها نشان داد که در واحد های مورد پژوهش کارکرد تحولی خانواده 22/2درصد متوسط و 22/8درصد خوب بود. مهارتهای اجتماعی کودکان به ترتیب 93/5درصد متوسط و 00/5درصد خوب بود. رابطه بین مهارتهای اجتماعی کودکان با بعد توجه و تنظیم کارکرد تحولی خانواده معنی دار و مثبت بود ( .)r=0/2ابعاد کارکرد تحولی خانواده در بین دو جنس دختر و پسر، اختلاف معنی دار نداشت ( ،)P>0.05ولی میانگین مهارتهای اجتماعی پسرها بیشتر از دخترها بود ( .)P<0.05مهارتهای اجتماعی کودکان مهد نرفته به طور معنی داری بالاتر از مهارتهای اجتماعی کودکان مهد رفته بود ( .)P<0.05رابطه بین مهارت های اجتماعی کودکان مورد بررسی و سن مادرهای آنها معنی دار نبود ( )P>0.05ولی با سن پدرها معنی دار و مثبت بود. رابطه بین مهارت های اجتماعی کودکان و تحصیلات والدین آنها معنی دار نبود ( .)P>0.05میانگین مهارت های اجتماعی کودکان با مشاغل مختلف مادرهای آنها، اختلاف معنی نشان نداد (.

بحث و نتیجه گیری: از یافته های پژوهش نتیجه گیری می شود که برنامه ریزی های همه جانبه جهت ارتقاء کارکردهای تحولی خانواده و مهارتهای اجتماعی کودکان بسیار ضروری است.